دنیای علم

دانستنی ها

دنیای علم

دانستنی ها

سلام من امین خیامی هستم، شما می توانید هر چیزی را که نمی دانید درباره ی آن بخوانید و یاد بگیرید وبه پاسخ سوال های خود برسید دراین وبلاگ همچنین مطلب های اموزنده هم هست که می توانید در برخورد بادیگران از آنها استفاده کنید.

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان
۰۷
آبان

روزی روزگاری یک دهقان در قریه زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.

دهقان دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد دهقان نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر دهقان ازدواج کند قرض او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای اینکه حسن نیت خود را نشان بدهد گفت: ...

اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آنجا پر از سنگریزه بود. در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت!

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون بیاورد.

دخترک دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود.

در همین لحظه دخترک گفت: آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است....

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد. آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است.

  • امین خیامی
۰۷
آبان

معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدم هایی که از آنها بدشان می آید ، سیب زمینی بریزند و با خود به مدرسه بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند.در کیسه‌ی بعضی ها ۲ بعضی ها ۳ ، و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند.پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند. سیب زمینی های بدبو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوی بد سیب زمینی‌ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟


  • امین خیامی
۰۷
آبان

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجید بخواند. لباس پوشید و راهی مسجید شد.

در راه مسجد، مرد به زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه مسجد و در همان نقطه مجدداً به زمین خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را تبدیل کرد و راهی مسجید شد.

در راه مسجید، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه مسجید دو بار به زمین افتادید.))، به خواطر همین چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ

بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او

نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب تکان خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:

((من شما را در راه مسجید دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه دوباره به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنوقت خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به  مسجید مطمئن ساختم.

نتیجه داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است داشته باشد.

  • امین خیامی
۲۳
شهریور

روزنامه ماینیچى ژاپن از این به بعد با کاغذ حاوى تخم گل وگیاه چاپ میشود. بعد از خواندن و کاشتن، جوهر روزنامه تقویت‌کننده گیاه خواهد بود.


@sedayepayeab1

  • امین خیامی
۲۳
شهریور

تندیس چهار ستاره شناس و دانشمند ایرانی (ابن سینا-ابوریحان بیرونى-خیام نیشابوری -زکریای رازی) در مقابل سازمان ملل متحد 🎓 معمارى این طاق نیز همانند معمارى پارسه بنا شده است...🏛



☠ @archteam201

  • امین خیامی
۲۳
شهریور

✅دانستنی هایی جالب در مورد ناوهای هواپیمابر





⭕️بزرگترین ناو هواپیمابر دنیا در سال 1960 به آب انداخته شد. این ناو هواپیمابر اینترپرایز نام دارد و هنوز مشغول خدمت است. این ناو 110000 تن وزن دارد



 ⭕️طول یک ناو هواپیمابر گاهی تا 350 متر می رسد


⭕️ در داخل شکم هر ناوی به مانند یک شهر می باشد


⭕️ سرعت این ناوها حدود 65 کیلومتر در ساعت می باشد


⭕️ قدرت موتور ناو نیمیتز در حدود 260000 اسب بخار است


⭕️ ناو هواپیما بر نیمیتز آمریکا 110000 تن وزن دارد


⭕️ سوخت گیری یک ناو هواپیمابر حدود 3 سال زمان می برد


⭕️ موتور این غول های دریایی با راکتورهای اتمی کار می کند



⭕️مساحت عرشه بزرگترین ناو آمریکا در حدود 2 هکتار می باشد


⭕️ در ناو هواپیمابر نیمیتز 6290 افسر خدمت می کنند



⭕️ ناو اینترپرایز ارتفاعی برابر یک ساختمان 20 طبقه را دارد


⭕️ این ناوها پیچیده ترین ماشین ساخته شده به دست بشر می باشد


⭕️ ناوهای هواپیمابر می توانند تا 15 سال بدون توقف به حرکت ادامه دهند


⭕️ جدیدترین ناو هواپیمابر آمریکا تا 270 فروند جنگنده را در خود جای می دهد


⭕️ در زیر هر ناو مانند هر شهر دارای خیابان و کوچه و آدرس پستی می باشد


 ⭕️ بعضی از افسران ممکن است خوابگاه خود را گم کنند و به دنبال آدرس آن بگردند


⭕️ در زیر هر ناو رستوران و سینما و کافی شاپ و فروشگاه های طلا و جواهر فروشی وجود دارد


⭕️ ناو نیمیتز در حد شهر بزرگی چون هامبورگ آلمان برق مصرف می کند


⭕️بزرگترین آشپزخانه دنیا درون ناو نیمیتز آمریکا قرار دارد


⭕️در این آشپزخانه هر روز بیش از 13000 عدد تخم مرغ و حدود 4 تن استیک مصرف می شود


⭕️ سردخانه این ناو جهت مصرف غذای 2 ماه کل پرسنل ناو مواد غذایی در خود ذخیره می کند


⭕️ ناو نیمیتز دارای یک بیمارستان 55 تختخوابه میباشد که جراحی های قلب و مغز را هم انجام می دهد


⭕️در این ناو اداره پست و روزنامه و سالن بیلیارد و سینما و استخر و کتابخانه و شبکه تلویزیونی وجود دارد


⭕️ بیشتر این افسران در طول خدمت خود در ناو هواپیمابر همدیگر را نمی بینند و نمی شناسند


⭕️ افسران هر بخش لباس مخصوص به خود با رنگ ویژه همان قسمت را به تن دارند


⭕️ ورود هر افسر به بخش دیگر ممنوع بوده و چنانچه تخلف کنند به سختی مجازات و زندانی می شوند


⭕️ دژبان های قسمت مخصوص راکتور اتمی و موشکهای اتمی اجازه شلیک مستقیم به افراد غریبه را دارند


⭕️ افسران بخش های زیرین ممکن است تا ماه ها رنگ خورشید و آسمان را به چشم نبینند


⭕️ افسران روزهای یکشنبه به مغازه ها و فروشگاه ها می روند و حقوق خود را خرج می کنند


⭕️ سخت ترین دیسیپلین و مقررات نظامی در ناوهای هواپیمابر اجرا می شود


⭕️بزرگترین خطری که این ناو ها را تهدید می کند حمله نظامی نیست و بلکه آتش سوزی داخلی است



⭕️ به دلیل حمل هزاران تن مهمات و میلیون ها لیتر بنزین هواپیما همواره خطر آتش سوزی داخلی وجود دارد


⭕️ عرشه پرواز پرخطرترین قسمت ناو می باشد و بالاترین حقوق را افسران این قسمت دریافت می کنند


⭕️ سیستم پرتاب هواپیماها از روی عرشه کاتاپولت نام دارد و با بخار آب کار می کند. کاتاپولت سرعت یک جنگنده 20 تنی را در عرض 2 ثانیه به 270 کیلومتر در ساعت می رساند


⭕️ سراسر بدنه ناو با زره ای از نوعی آلیاژ فولادی پوشیده شده و اجازه نفوذ هیچ اژدری را نمی دهد


⭕️ اگر اژدری در ناو نفوذ کند به دلیل ساختار سلولی ناو آسیبی به قسمت های دیگر نمی رسد و ناو غرق نمی شود


⭕️ که یک ناو به وسیله 2 رزم ناو و 3 ناوچه اسکورت می شود و عملاً آسیب ناپذیر می باشد


⭕️ آمریکا دارای 13 ناو هواپیمابر اتمی می باشد و هر ناو سالانه در حدود 1 میلیارد دلار هزینه نگهداری دارد


⭕️ شوروی در آن زمان فقط توانست یک ناو هواپیمابر درست کند و نام آن کوزنتسوف می باشد


⭕️ طبق قوانین دریایی و بین المللی ناوهای هواپیمابر جزو خاک همان کشور تلقی می شوند

  • امین خیامی
۰۶
شهریور

خاستگاه و تکامل اسب

 

اسب, 

عکس اسب,اسب حیوان نجیبی است,نگهداری اسب, پرورش اسب, خرید اسب

 

از نظر تکاملی طبق یافته های فسیلی ، منشاء اسبهای امروزی از پستاندار کوچکی تحت عنوان ائوهیپوس که شباهت زیادی به روباه داشته و مربوط به حدود ششصد میلیون سال قبل ، یعنی دوران ائوسن از نظر زمین شناسی است و چنین بر می آید که از نظر تکاملی اسبهای امروزی درطی میلیونها سال از این پستاندار کوچک منشاء گرفته اند .

 

قد این جانور در حدود 30 الی 35 سانتیمتر بوده و گسترش جهانی داشته است . بدن آن گرد و دارای پشتی خمیده بوده و در هنگام راه رفتن از کف پنجه های خود استفاده می کرده است . در اندام حرکتی قدامی خود 4 انگشت و در اندامی خلفی خود 3 انگشت داشته است .حدود 13 نوع از این جاندار در بخشهای مختلف آمریکای شمالی و انگلستان ، سیوئیس ، فرانسه و بلژیک یافته شده است .

 

بنابر کشفیات بعمل آمده نه تنها طویل شده و نیز کاهش تعداد تدریجی اندامهای حرکتی اسب استنباط می شود ، بلکه تغییراتی که بصورت طولانی شدن گردن و جمجمه همراه با تغییر عادات چرا کردن ( مانند خوردن میوه های آبدار که در بالای سطح زمین رشد می کنند ) به رژیم علف خواری ( خوردن علف های خشبی و سخت از سطح زمین ) ایجاد شده را می توان بر گرفت . گرچه اولین فسیل یافت شده از ائوهیپوس به ثبت رسیده است ، ولی به جرات می توان گفت که این جانور کوچک اندام از یک دودمان اصلی پستاندار که دارای 5 انگشت بوده تکامل یافته است .

 

پس از گذشت میلیونها سال انواع تکامل یافته این حیوان ( حدود 57 میلیون سال ) بنام تک سمیان دوران پلیوسن تحت نام پلیوهیپوس شکل گرفت اند .

 

یافته های باستان شناسی در ایران توسط آقای ماکنم ، یکی از معاونان دومرگان باستان شناس معروف ، فسیل یک نوع اسب تحت عنوان هیپاریون در سال 1904 میلادی در ناحیه مرزه چال مراغه بدست آمده است که مربوط به اواخر دوران سوم زمین شناسی یعنی پلیوسن و قبل از فوارن آتشفشان سهند ( بیش از یک میلیون سال قبل ) می باشد .

 

با آغاز دوره یخبندان در کره زمین و تغییرات جوی انواع مختلف پلیوهیپوس مهاجرتهای گسترده ای به قاره های قدیم ( آسیا ، اروپا و آفریقا ) آغاز کردند . بنابر دلایلی که هنوز روشن نیست قاره آمریکا بطور ناگهانی و پس از قطع ارتباط آن با قاره های قدیم ، از وجود پلیوهیپوس پاک گردید.

 

انواع مختلف پلیوهیپوس در طی مهاجرتهای خود در بخشهای آفریقا و اروپا و آسیا پراکنده شدند و منشاء انواع مختلف گور خر ، خر و چهار تیپ از اجداد اولیه اسبهای امروزی گردیدند .

بنابر این اسبهای امروزی دارای چهار جد اولیه هستند و از نظر تاریخی فلات ایران منطبق بر محدوده جغرافیائی پراکندگی دو نوع از انواع چهار گانه این اجداد محسوب می شود .

 

اسبهای نژاد ترکمن و کاسپین موجود در این سرزمین پس از گذشت قریب به یک میلیون سال از پیدایش آن دو نوع اجداد اولیه اسب ، هنوز بعنوان شبیه ترین اسبهای موجود در جهان به اجداد فوق محسوب می شود و مورد توجه خاص جهانیان و پژوهشگران قرار گرفته است .

 

چگونه اسب انتخاب کنیم ؟

 

اسب, عکس اسب,اسب حیوان نجیبی است,نگهداری اسب, پرورش اسب, خرید اسب

انتخاب اسب

 

اسب‌هایی‌ که‌ اشکال‌ اندام‌ و یا اخلاقی‌ دارند:

درچندین سال‌ گذشته‌ تولید اسب‌ پیشرفت‌ شایانی‌ کرده‌ است‌. اسب‌های‌ ورزشی‌ امروزه‌ از کمیت‌ قابل‌ توجهی‌ برخوردارند. علیرغم‌ این‌ نکات‌ باید بدانیم‌ که‌ هیچ‌ اسبی‌ کامل‌ نیست‌. همه‌ آرزوی‌ داشتن‌ اسبی‌ کامل‌ داریم‌، ولی‌ پیدا کردن‌ آن‌ چندان‌ هم‌ ساده‌ نیست‌. هنر تربیت‌ اسب‌ پی‌ بردن‌ به‌ توانایی‌های‌ بالقوه‌ اسب‌ و پرورش‌ آن‌ تا حد ممکن‌ است‌ .باید بدانیم‌ که‌ چگونه‌ و تا چه‌ اندازه‌ای‌ می‌توانیم‌ به‌ نقائص‌ اخلاقی‌ و اندامی‌ اسب‌ پی‌ ببریم‌. این‌ آگاهی‌ نیاز به‌ تجربه‌ای‌ گران‌ و کار کردن‌ سال‌های‌ متمادی‌ با اسب‌های‌ مختلف‌ دارد.

 

باید بدانیم‌ که‌ تربیت‌ هر اسب‌ با اسب‌ دیگر متفاوت‌ و دارای‌ راز و رمز خاصی‌ است‌. ولی‌ چهارچوب‌ کلی‌ آن‌ همین‌ اصول‌ اولیه‌ تربیت‌ اسب‌ است‌ که‌ درباره‌اش‌ بحث‌ کردیم‌. به‌ هرحال‌ روش‌هایی‌ وجود دارند که‌ درباره‌ نحوه‌ کار با اسب‌هایی‌ که‌ خوش‌ اخلاِق نیستند و نقصی‌ در اندامشان‌ وجود دارد، بحث‌ می‌کنند. معنی‌ این‌ بحث‌ این‌ نیست‌ که‌ مبانی‌ اصول‌ اولیه‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌شوند بلکه‌ علیرغم‌ مشکلات‌، فقط‌ ممکن‌ است‌ این‌ اصول‌ جابه‌جا شوند.

 

بد اخلاقی:

 

اسب‌ با خصوصیات‌ اخلاقی‌ و اندام‌ خاصی‌ خود به‌ دنیا می‌آید. با استفاده‌ از اصول‌ صحیح‌ آموزش‌ و محیط‌ سالم‌ می‌تواند اسب‌ را برای‌ سواری‌ دادن‌ به‌ کار کشید. از طرف‌ دیگر چنانچه‌ روش‌ آموزش‌ و نگهداری‌ غلط‌ در پیش‌ گرفته‌ شود، نتیجه‌ عکس‌ آنچه‌ گفته‌ شد خواهد بود. اصلاح‌ مشکلات‌ طبیعی‌ اسب‌ مشکل‌ است‌. تجربه‌ ثابت‌ کرده‌ است‌ که‌ علیرغم‌ صرف‌ وقت‌ و تلاش‌ مضاعف‌ چنانچه‌ موفقیتی‌ مناسب‌ به‌وجود آید مشکل‌ نهفته‌ خودنمایی‌ خواهد کرد.

 

اسب‌ عصبی:

 

‌این‌ گونه‌ اسب‌ها در روبرو شدن‌ با موقعیت‌های‌ غیرمعمول‌ از قبیل‌ صدای‌ غریب‌، و حرکت‌های‌ سریع‌ و یا پرچم‌ رم‌ می‌کنند: این‌ گونه‌ اسب‌ها در اثر کار دقیق‌ و نگهداری‌ صحیح‌ و حوصله‌ آرام‌ می‌شوند. اگر اسب‌ در حرکت‌ عصبی‌ است‌ و یا از اشیاء روی‌ زمین‌ رم‌ می‌کند، کار بسیار مشکل‌ خواهد شد. تجربه‌ من‌ نشان‌ داده‌ که‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها هرگز کاملاً آرامش‌ پیدا نمی‌کنند. مربی‌ فقط‌ باید محدودیت‌ها را در نظر بگیرد و برعکس‌ حساسیت‌های‌ زیادی‌ و یا عصبیت‌های‌ خاصی‌ می‌تواند مورد استفاده‌ قرار بگیرد. خود من‌ ترجیح‌ می‌دهم‌ با اسبی‌ سرحال‌، اگر چه‌ کمی‌ عصبی‌ و نگران‌ کار کنم‌ تا اسبی‌ تنبل‌. اسب‌ عصبی‌ برای‌ سوارکاری‌ با حوصله‌ بدون‌ حرکت‌ اضافه‌ و آرام‌ روی‌ اسب‌، هدیه‌ای‌ آسمانی‌ است‌. چنین‌ اسبی‌ کمترین‌ اثرها را نیاز دارد و سوار هم‌ که‌ آرامش‌ خود را روز او حفظ‌ می‌کند و زمانی‌ می‌رسد که‌ اسب‌ اثر ساِق را پذیرفته‌ و به‌ جلو رانده‌ می‌شود. در این‌ بازی‌ برنده‌ سوارکار با حوصله‌ است‌ ولی‌ سوار کار بی‌حوصله‌ هیچ‌گاه‌ نباید اسب‌ عصبی‌ سوار شود.

 

اسب‌ تنبل‌:

 

اسب‌ تنبل‌ سوار را به‌ جنون‌ می‌کشد. در ابتدا می‌بایست‌ پی‌برد که‌ اسب‌ ذاتاً تنبل‌ است‌ یا این‌ که‌ دلائلی‌ باعث‌ این‌ تنبلی‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌، ممکن‌ است‌ اسب‌ به‌ آمادگی‌ مطلوب‌ نرسیده‌ باشد. مثلاً چاقِ یا لاغر باشد، بیمار بوده‌ و یا اثرهای‌ سوار را نمی‌فهمد. بهتر است‌ اسب‌ تنبل‌ را همراه‌ با اسبی‌ چالاک‌ به‌ صحرا ببریم‌. اگر او همچنان‌ میل‌ به‌ حرکت‌ نداشت‌، سوار اثرها را قوی‌تر کند. و در موقع‌ مناسب‌ او ضربات‌ مقطع‌ و شدید شلاِق را به‌ کار خواهد گرفت‌ و اگر اسب‌ به‌ جلو پرید باید او را نوازش‌ کرد. این‌ تمرین‌ باید تا آن‌ جا که‌ تکرار شود تا اسب‌ منظور سوار را دریافته‌ به‌ سادگی‌ به‌ اثرها جواب‌ دهد. مهم‌ این‌ است‌ که‌ سوار اسب‌ را به‌ حرکت‌ به‌ جلو وادار کند. او می‌بایست‌ این‌ فشارها را به‌ مرور کاهش‌ دهد تا اسب‌ را نسبت‌ به‌ آنها بی‌تفاوت‌ نشود.

 

اسب‌ کله‌ شق‌:

 

این‌ گونه‌ اسبی‌ قادر به‌ تحرک‌ و اعمال‌ قدرت‌ است‌ و مایل‌ نیست‌ آنها را در خدمت‌ سوار کار بی‌تفاوت‌ بگذارد. و نکته‌ این‌ جاست‌ که‌ اسب‌ پی‌ ببرد سوار آنقدرها خبره‌ و مصمم‌ نیست‌. اسب‌ به‌ سرعت‌ به‌ این‌ موضوع‌ پی‌ برده‌ و سردست‌ می‌زند و مشکل‌ بتوان‌ این‌ حرکت‌ را از سرش‌ انداخت‌. برای‌ حل‌ این‌ مشکل‌ سواری‌ مورد نیاز است‌ که‌ به‌ زین‌ چسبیده‌ و بدون‌ این‌ که‌ اسب‌ اجازه‌ نافرمانی‌ بدهد او را به‌ جلو هدایت‌ کند. به‌ محض‌ اطاعت‌ اسب‌ سوار باید او را نوازش‌ کرده‌ و اطمینان‌ اسب‌ را جلب‌ کند. به‌ محض‌ این‌ که‌ سوار احساس‌ کند اسب‌ می‌خواهد رم‌ کند و یا سردست‌ بزند، باید یکی‌ از دستجلوها را کشیده‌ و مانع‌ حرکت‌ او شود و دقت‌ کند که‌ حرکت‌ طولانی‌ نباشد، چه‌ ممکن‌ است‌ اسب‌ روی‌ سوارکار بغلتد.

 

نامتناسب‌ بودن‌ اندام:

 

‌ امروزه‌ اسب‌هایی‌ که‌ دارای‌ مشکلاتی‌ در اندام‌ هستند به‌ ندرت‌ برای‌ فروش‌ به‌ عنوان‌ اسب‌ ورزشی‌ ارائه‌ می‌شوند. اگر این‌ عدم‌ تناسب‌ فقط‌ مربوط‌ به‌ ضعف‌ دست‌ و پاها و مفاصل‌ باشد، با مراقبت‌ و پیگیری‌ و حفاظت‌ می‌توان‌ این‌ نقاط‌ ضعیف‌ آنها را همراه‌ با پرورش‌ سایر اندام‌ها پروراند. البته‌ گفتن‌ این‌ مطلب‌ بسیار ساده‌ و عمل‌ آن‌ بسیار مشکل‌ است‌.

 

نامتناسب‌ بودن‌ گردن:

 

امروزه‌ این‌ اسب‌ها کمتر برای‌ فروش‌ ارائه‌ می‌شوند. اگر علاوه‌ برنامتناسب‌ بودن‌ گردن‌ فک‌ پایین‌ هم‌ سنگین‌ و بزرگ‌ باشد، احتمال‌ درست‌ کردن‌ چنین‌ اسبی‌ خیلی‌ ضعیف‌ است‌. بزرگی‌ و سنگینی‌ فک‌ پایین‌ به‌ اسب‌ اجازه‌ نمی‌دهد به‌ آبخوری‌ شود. چرا که‌ استخوان‌ بزرگ‌ فک‌ پایین‌ روی‌ گردن‌ فشار آورده‌ و اجازه‌ فعالیت‌ را از آن‌ می‌گیرد. من‌ پیشنهاد می‌کنم‌ با چنین‌ اسبی‌ کار نشود.

 

بعضی‌ از اشکالات‌ گردن‌ مثل‌ شکستگی‌ از مهره‌ سوم‌ ناشی‌ از دست‌های‌ خشن‌ سوارکار است‌، به‌ هنگام‌ تربیت‌ اسب‌ جوان‌ یا اسبی‌ که‌ در اثر بدسواری‌ خراب‌ شده‌ است‌، باید پیرو همان‌ اصولی‌ بود که‌ اسب‌ از عقب‌ به‌ جلو درست‌ می‌شود، نه‌ این‌ که‌ روی‌ سر و گردن‌ او فشار آورده‌ و آنها را از کار بیاندازیم‌.

 

اسب‌هایی‌ که‌ دارای‌ گردن‌ قوی‌ مانندی‌ هستند معمولاً برقرار تماس‌ با دهان‌ آنها مشکل‌ است‌. برای‌ تربیت‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها باید تلاشی‌ مضاعف‌ داشت‌ و برنامه‌ آموزشی‌ طولانی‌ مدت‌ و سخت‌ از جهت‌ سوارکار - برای‌ آنها در نظر گرفت‌. و اگر قصد داشته‌ باشیم‌ آنها را زود به‌ بهره‌برداری‌ برسانیم‌ موجب‌ شکستن‌ گردن‌ از مهره‌ سوم‌ می‌شویم‌. وقتی‌ که‌ اسب‌ سرو گردن‌ خود را جلو و پایین‌ کشیده‌ به‌ دنبال‌ آبخوری‌ می‌رود می‌توان‌ آموزش‌ او را ادامه‌ داد. اگر از اسبی‌ با این‌ خصوصیات‌ خیلی‌ زود بخواهیم‌ سرو گردن‌ را افراشته‌ کند، عضلات‌ ناحیه‌ جدوگاه‌ او لق‌تر شده‌ و دیگر اصلاح‌ نمی‌شود.

 

این‌ نوع‌ گردن‌ انعطاف‌پذیر است‌ می‌تواند آن‌ را جمع‌ کرد و یا به‌ طرفین‌ انحناء داد که‌ باعث‌ جابجائی‌ گردن‌ شده‌ و شانه‌ خارج‌ را به‌ طرف‌ خارج‌ متمایل‌ می‌کند. راندن‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها به‌ جلو بسیار مهم‌ است‌. اگر اسب‌ آبخوری‌ را قبول‌ نمی‌کند، آبخوری‌ کلفت‌تری‌ استفاده‌ کنید. در حرکت‌ روی‌ قوس‌ها اثرهای‌ دست‌ و وزن‌ و پای‌ خارج‌ قوی‌تر باشند. برای‌ ریشه‌کنی‌ این‌ نقیصه‌ باید عضلات‌ زیرین‌ گردن‌ را قوی‌ کرد و با راندن‌ اسب‌ به‌ جلو و واداشتن‌ او برای‌ کشیدن‌ سرو و گردن‌ به‌ جلو و پایین‌ این‌ امر میسر است‌.

 

گردن‌ گوزنی‌:

 

عضلات‌ زیرین‌ این‌ گونه‌ گردن‌ بسیار بزرگ‌ هستند. برای‌ اسبی‌ این‌ چنین‌ کشیدن‌ گردن‌ بسیار مشکل‌ است‌. باید عضلات‌ زیرین‌ گردن‌ را آب‌ کرده‌ و عضلات‌ بالائی‌ را پرورش‌ دهیم‌ و می‌توان‌ اسب‌ را با بغل‌ بندهایی‌ که‌ پایین‌تر بسته‌ شده‌اند و یا تعلیمی‌ ثابت‌ که‌ سر او را پایین‌ نگه‌ می‌دارد سوار شد. این‌ گونه‌ اسب‌ها کمر منقبض‌ دارند. کار روی‌ کاوالتی‌ و پرشهای‌ ژیمناستیکی‌ برای‌ نرم‌ کردن‌ کمر آنها بسیار مفیداند.

 

شکل‌ غلط‌ کمر:

 

اسب‌هایی‌ که‌ طول‌ کمر آن‌ها - کوتاه‌ یا بلند - غلط‌ است‌ همواره‌ از آن‌ دسته‌ای‌ نیستند که‌ برای‌ کار مشکل‌ داشته‌ باشند. اسب‌هایی‌ که‌ کمر آنها بلند است‌ معمولاً خوش‌ سواری‌ هستند. اگر عضلات‌ کمر آنها بین‌ جدوگاه‌ و تهی‌گاه‌ به‌ خوبی‌ پرورانده‌ شده‌ باشند، مشکلی‌ برای‌ کار نخواهند داشت‌ و برعکس‌ کمربلند و نرم‌ مزیتی‌ است‌ برای‌ تربیت‌ او. به‌ هرحال‌ اگر کمر آنقدر بلند باشد که‌ پاها نتوانند خود را به‌ مرکز ثقل‌ برسانند، طول‌ گام‌ها کوتاه‌ شده‌ و این‌ گونه‌ اسبها برای‌ درساژ مناسب‌ نیستند، ولی‌ برای‌ پرش‌ و سه‌ روزه‌ مناسب‌ترند، چرا که‌ در صورت‌ ارتکاب‌ اشتباهی‌، از کمر خود به‌ عنوان‌ ستونی‌ متعال‌ کننده‌ کمک‌ می‌گیرند. باید به‌ هنگام‌ شروع‌ آموزش‌ چنین‌ اسبی‌ در نظر داشت‌ که‌، کمربلند را نمی‌توان‌ با آموزش‌ کوتاه‌ کرد، فقط‌ می‌توان‌ با نیم‌ توقف‌ و حرکت‌های‌ انتقالی‌ متوالی‌ در تمرین‌ها شلنگ‌های‌ او را کشیده‌تر کرد.

 

کمر کوتاه‌:

 

بدیهی‌ است‌ که‌ پای‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها به‌ راحتی‌ به‌ زیرآمده‌ و تجمع‌ آنها ساده‌تر است‌. از طرف‌ دیگر آنها همواره‌ با مشکل‌ کمر مواجه‌اند. کمر کوتاه‌ نیازمند گردن‌ بلند است‌ تا به‌ نرمش‌ آن‌ کمک‌ کند. اگر طول‌ گردن‌ اسب‌ بلند نباشد در عمل‌ مشکل‌ بتوان‌ پاهای‌ اسب‌ را به‌ زیر کشید. این‌ گونه‌ اسب‌ها خوش‌ سواری‌ نیستند. اسب‌های‌ کمر کوتاه‌ فقط‌ زمانی‌ به‌ حداکثر توان‌ ورزشی‌ می‌رسند که‌ سوار توجه‌ خاصی‌ به‌ تمرین‌های‌ به‌ جلو و پایین‌ کشنده‌ مبذول‌ کرده‌ و دست‌های‌ بسیار نرمی‌ داشته‌ باشد.

 

اسبی که عقبش‌ بلندترازجلوست‌:

 

از آن‌ جا که‌ اسب‌های‌ جوان‌ هنوز به‌ کاملترین‌ مرحله‌ رشد نرسیده‌اند، معمولاً عقبشان‌ بلندتر از جلویشان‌ است‌ و در نتیجه‌ وزن‌ روی‌ دستهایشان‌ می‌افتد. اگر پس‌ از رشد کامل‌ این‌ نقیصه‌ برطرف‌ نشود این‌ چنین‌ اسبی‌ برای‌ درساژ مناسب‌ نیست‌. برای‌ پرش‌ نمی‌توان‌ آن‌ را نقص‌ به‌ حساب‌ آورد، چرا که‌ اسب‌های‌ «هالاوآلا» برنده‌ مدال‌های‌ المپیک‌ شده‌اند.

 

در تمرین‌ها نباید از این‌ اسبها خواسته‌ شود که‌ در زمان‌ طولانی‌ با سر پایین‌ و کشیده‌ حرکت‌ کننده‌، حتی‌ در زمان‌ استراحت‌ هم‌ باید برای‌ حفظ‌ تعادل‌ سرو گردن‌ را کمی‌ بالاتر بگیرند.

 

کپل‌های‌ افتاد‌ یا بُز کپل:

 

زاویه‌ مفاصل‌ خرگوشی‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها حاده‌ است‌ و نمی‌توان‌ آنها را آنقدر پرورش‌ داد که‌ قوی‌ شده‌ و نهایت‌ فعالیت‌ را داشته‌ باشند. آنها مناسب‌ پرش‌ نیستند و برای‌ درساژ هم‌ باید با احتیاط‌ به‌ طرف‌ آنها رفت‌. این‌ چنین‌ اسب‌هایی‌، پاهای‌ خود را به‌ راحتی‌ به‌ زیر می‌کشند ولی‌ فشار مضاعفی‌ روی‌ کمر خود وارد می‌کنند که‌ مشکل‌ زاست‌. آنها را همواره‌ باید با قدرت‌ و حداقل‌ تجمع‌ به‌ جلو حرکت‌ داد.

 

نقص‌ در پاها:

 

آموزش‌ این‌ اسب‌ها محتاطانه‌ است‌. سوار کار باید چگونگی‌ کار با این‌ اسب‌ها را دقیقاً برنامه‌ریزی‌ کرده‌ باشد. هر دو نقیصه‌ به‌ یکسان‌ فشار بیش‌ از اندازه‌ برروی‌ مفاصل‌ خرگوشی‌ وارد می‌کنند.

 

هر دو گونه‌ باید تمرین‌های‌ تجمعی‌ محدود داشته‌ باشند. تجربه‌ به‌ من‌ نشان‌ داده‌ که‌ با اسب‌ مفصل‌ گاوی‌ می‌توان‌ بیشتر کار کرد، چرا که‌ فرسایش‌ این‌ نوع‌ مفاصل‌ کمتر از بقیه‌ انواع‌ مفاصل‌ خرگوشی‌ هستند.

 

با تمرین‌های‌ روی‌ دو محور و شانه‌ به‌ داخل‌ می‌توان‌ تعادل‌ برقرار کرد، اما مشکل‌ بتوان‌ به‌ درجاتی‌ از موفقیت‌ اطمینان‌ داشت‌. در جائی‌ که‌ می‌توان‌ با اسب‌ سالم‌ کار کرد، بهتر است‌ از کار کردن‌ یا خریدن‌ اسب‌هایی‌ که‌ مشکل‌ اندامی‌ و اخلاقی‌ دارند بپرهیزیم‌.

 

استانداردهای محل نگهداری اسب :

 

اسب, 

عکس اسب,اسب حیوان نجیبی است,نگهداری اسب, پرورش اسب, خرید اسب

محل نگهداری اسب

 

اصطبل : از آنجائی که اسب بیشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر می برد محل نگهداری او باید دارای شرایط زیر باشد :

 

- آفتابگیر باشد ، تا هم خود اسب و هم محیط اطراف او در معرض تابش نور خورشید بوده و در معرض امراض ناشی از عدم تابش نور قرار نگیرد. اسب بطور مداوم خود را تخلیه میکند و محیطی مناسب برای رشد و نمو میکروبها بوجود می آورد و میکروب امراضی از قبیل کزاز در محیط آلوده اصطبلی بدون نور آفتاب ، براحتی زندگی می کنند.

 

- دارای فضای کافی بوده تا اسب براحتی در آن گردش کرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنیت و داشتن فضای کافی براحتی می خوابند .

 

- حرارت ثابتی داشته باشد .

 

- دیوارهای آن از مصالحی ساخته شده باشد که در اثر سایش اندامهای اسب با آنها ،او را زخمی نکند .

 

- آخورها و کف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز یکبار بخصوص آخورها ، تمیز شوند . بستر نرم و پوشیده از کلش یا خاک اره باشد تا براحتی قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز یکبار تعویض شوند .

 

- درب و یا دربها به اندازه کافی فضا برای ورود و خروج اسب داشته باشند .

 

- حصارهای بین اتاقکها طوری تعبیه شوند که اسبها براحتی یکدیگر را دیده و از مصاحبت با یکدیگر لذت ببرند .

 

مزرعه ، پادوک یا مرتع: اسبها باید مدتی آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوکها رها باشند . گذشته از علف که غذای طبیعی اسب است ، وقت گذرانی در محوطه باز به او آرامش می دهد . بعضی از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخی به تناوب ، هفته ای یا ماهی را آزادانه سر می کنند . اسبهای درون اصطبلی که تمام مدت هم زیر فشار کار هستند معمولا تعطیلات خود را در محوطه آزاد می گذرانند . مهم نیست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم این است که اطمینان داشته باشیم حصار محوطه ای که در آن رها شده ایمن است.

 

آنچه را که باید درفضای آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنکه اسب را رها کنیم نکاتی زیر است :

 

حصار اسب

 

دو نکته اساسی دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اینکه به اسب آسیب نرساند ، دوم امکان فرار نداشته باشد . حصاری که به درستی تعبیه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسیب هم می زند . هر حصار نا امنی ممکن است باعث شود تا اسب با پریدن از روی آن ، شکستن آن یا فشار و پائین کشیدن آن ، فرار کند .

 

حصارهائی که پایه های عمودی و اتصال های افقی چوبی دارند .

 

این نوع حصارها گرانترین و بهترین نوع حصار محسوب می شوند . در این نوع حصارها دو یا سه نرده روی دو پایه نصب می شوند . این نوع حصارها پس از نصب باید به درستی نگهداری شده و هر پایه یا نرده شکسته بلافاسله ترمیم و یا جایگزین شود . چوب های این نوع حصار باید ایزوله شوند تا در مقابل هوا و جویدن اسب مقاومت کنند.

 

پایه های چوبی و سیم:

 

هزینه این نوع حصارها کمتر است. ممکن است ردیف بالا را نرده چوبی استفاده کرد و یا سه یا چهار ردیف سیم از روی هر پایه عبور داد . سیم ها باید به خوبی کشیده شده و روی هر یک از پایه ها محکم شوند . ارتفاع سیم ردیف زیرین از زمین در حدود 45 سانتیمتر است تا اسب نتواند دست و پای خود را از زیر رد کرده و گیر بیفتد. اگر ارتفاع سیم زیرین بیش از حد باشد ، ممکن است اسب سر خود را هم از زیر آن رد کند .

 

حصار های الکتریکی:

 

این نوع حصارها بیشتر برای تفکیک استفاده می شود و زمانی کاربرد دارد که اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملکرد آن پی ببرد .

 

در این نوع حصارها احتمال خطر برای انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترین روش نمایان کردن چشم انداز آنست که در فواصلی علامتی از پارچه یا پلاستیک به آن وصل می کنند .

 

درختچه

 

این نوع حصار باید به اندازه کافی انبوه باشد تا امکان فرار را از اسب بگیرد و در عین حال باید در تعبیه درختچه هائی استفاده کرد که سمی نبوده و تیغ و خار آنها اسب را به خطر نیاندازد . از این نوع حصارها بعنوان سرپناه هم می توان استفاده کرد .

 

دیوار

 

عرض و ارتفاع این دیوارها باید طوری باشد که هم جلوی پریدن اسب از روی آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نریزد .

 

حصارهای نامناسب عبارتند از :

 

نگهداری اسب , پرورش اسب

 

 

حصارهای توری

 

این نوع حصارها اسب را ترغیب می کنند که دست یا پای خود را داخل آن فرو کرده و گیر بیفتد.

 

ویا حصارهائی که پایه های نرده مانند نوک تیز دارند و نرده های آن هم سیمی است ، سرهای نوک تیز پایه های این نوع حصارها اسب را زخمی میکنند.

 

سیم خاردار

 

از این نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده می شود . اگر اسب خود را برای خاراندن به خارهای این سیم بمالد زخمی می شود . اگر از این نوع حصار استفاده کردید باید از استحکام سیم ها بطور دائم اطمینان داشته باشید. سیم ها باید محکم و کاملا کشیده شده باشند . اگر سیم از جای خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پای اسب پیچیده و آن را به شدت زخمی می کند. اطراف خارجی حصار هم باید بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام کشیدن سرش به بیرون برای چریدن آنها سمی نبوده و آسیب رسان هم نیستند. هر نوع نارسائی در حصار باید به فوریت برطرف شود .

 

دروازه

 

دروازه باید به اندازه کافی عریض باشد تا اسب ها و خودروها یه راحتی از آن عبور کنند و همواره در شرایط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نیفتیم . دروازه باید طوری تعبیه شود که انسانها به عبور از روی آن تشویق نشوند . اینگونه دروازها گاهی از لولا و یا از جا در رفته غیر قابل استفاده می شوند . چفت ها باید بالا و پائین تعبیه شود تا در لنگر نیاندازد.

 

موقعیت قرار گرفتن درب ورودی برای دسترسی بسیار اهمیت دارد . درب ورودی که رو به جاده ای پر رفت و آمد تعبیه شده چندان قابل توجه نیست . برای عبور و مرور اسبها ایجاد خطر کرده و دزدی اسب را هم ساده تر می کند .

 

دسترسی به درب ورودی باید راحت ، ساده و دارای امنیت کافی باشد .

 

تغذیه اسب

 

اسبی که تشنه و یا گرسنه است و یا بد تغذیه می شود هیچگاه به درستی سواری نمی دهد . غذا باید دارای دو خاصیت عمده باشد ، حرارت بدن اسب را ثابت نگهدارد و انرژی لازم را برای زنده ماندن در درجه اول و سپس کارهای اضافه خواسته شده او را تامین نماید.

 

غذا باید متناسب با کار و سن و وزن اسب بوده و تامین کننده نیازهای رشد و انرژی او باشد. ( برای اسبی با متوسط 10 سال سن و 160 سانتی متر قد و 400 کیلو وزن که در روز بین دو تا چهار ساعت کار می کند 4 کیلو خوراک و 4 کیلو جو کافی است . آب تمیز و بهداشتی همواره باید در دسترس اسب باشد . مگر به هنگام خستگی زیاد و یا عرق دار بودن بدن .

 

آب 60% وزن بدن را تشکیل می دهد و عامل جذب غذاست ، 78 تا 82 درصد از خون را تشکیل می دهد . حرارت بدن را تنظیم و به دفع مواد زاید کمک می کند معده اسب نسبت به جثه او کوچک بوده و به تعدد دفعات غذا به مقدار کم به او فرصت هضم آسان و راحت تر را می دهد .

 

غذا باید حاوی مواد ازته ، چربی ، مواد هیدرو کربنه ، مواد معدنی و ویتامین ها باشد . که انواع صیفی ( یونجه ، شبدر ، ذرت ) غلات (جو ، چاودار) و میوه ها تامین کننده نیازهای حیاتی اسب می باشند .

 

پرخوری و یا کم خوری هر دو زیان آور هستند .

 

 

نکاتی در مورد تغذیه اسبهائی که در مرتع و یا پادوک هستند :

 

اسبهائی که در طول فصول سرد در مرتع به سر می برند باید تغذیه اضافی داشته باشند . گله عادت دارد در اطراف دروازه ها و هر جائی که خوراک باشد تجمع کند که این خود موردی است برای جنگ و دعوا .

 

 

برای به حداقل رساندن این موارد باید به نکات ایمنی زیر توجه داشت :

 

- به تعداد اسبها باید ظروف خوراک تعبیه شود که بهتر است یک ظرف هم اضافه باشد تا از سرشاخ شدن آنها با یکدیگر جلوگیری کند .

 

- ظروف خوراک هرچه بیشتر از هم فاصله داشته باشند .

 

- بسته های علوفه هم تا حد ممکن از یک دیگر دور باشند .

 

- تعداد بسته های علوفه بیشتر از تعداد اسبها باشد .

 

- تغذیه یکی دو اسب در داخل گله ایمن تر است تا آنها را جدا کرده و در محل دیگری تغذیه کنیم .

 

- هرگز با ظرفی مملو از خوراک میان گله اسبها نروید .

 

- علوفه های سمی متنوعی وجود دارند که خوردنش برای اسب کشنده است و می بایست هرگونه گیاه سمی در اسرع وقت از مرتع و اطراف حصارها تا آنجا که ممکن است جمع آوری و نابود شود .

 

- اگر مدیریت نگهداری و مراقبت مزرعه ، پادوک و یا مرتع قابل قبول باشد ، محیطی امن آرام و ساکت برای آرامش و چرای اسبها آماده کرده اید .



  • امین خیامی
۰۲
شهریور


جرم اتمی یا جرم نسبی، جرم یک ذرهٔ اتمی، زیراتمی یا مولکول است. یکای جرم اتمی، یک‌دوازدهم جرم ایزوتوپ کربن-۱۲ (مطابق با جرم مطلق ۱٫٫۶۶۰۵۴۰۲*‌۱۰−۲۷ کیلوگرم) است.[۱]

شیمی‌دان‌ها در سده‌های ۱۸ و ۱۹ میلادی موفق شدند به روش تجربی جرم اتم‌های بسیاری از عنصرهای شناخته‌شده تا آن زمان را به‌طور نسبی انداره‌گیری کنند. چنین آزمایش‌هایی نشان داد که برای مثال جرم یک اتم اکسیژن ۱٫۳۳ برابر جرم یک اتم کربن و جرم یک اتم کلسیم ۲٫۵ برابر جرم یک اتم اکسیژن است. استفاده از این نسبت‌ها در محاسبه‌های آزمایشگاهی کاری بسیار دشوار بود. از این رو، شیمی‌دان‌ها ناگزیر شدند جرم خاصی را به یک عنصر معین نسبت دهند و سپس به کمک نسبت‌های اندازه‌گیری شده، جرم عنصرهای دیگر را محاسبه کنند. سرانجام فراوان‌ترین ایزوتوپ کربن یعنی کربن-۱۲ برای این منظور انت

تاریخچهنخستین تلاش‌ها برای تعیین جرم اتمی نسبی در دهه‌های آغازین قرن نوزدهم میلادی توسط جان دالتون، توماس تامسون و یاکوب برسلیوس انجام شد. در ابتدا جرم اتمی نسبی (وزن اتمی) نسبت به سبک‌ترین عنصر (هیدروژن) با ورن اتمی برابر ۱٫۰۰ در نظر گرفته می‌شد. در دهه ۱۸۲۰، فرضیه پروت بیان نمود که جرم اتمی همه عناصر باید ضریبی از جرم اتمی هیدروژن باشد. ولی برسلیوس نشان داد که این فرضیه برای همه عناصر درست نیست (مانند کلر با جرم اتمی نسبی ۳۵٫۵). هرچند که بعداً مشخص شد، این مطلب به دلیل وجود مخلوطی از ایزوتوپ‌های مختلف یک عنصر است و جرم اتمی هر ایزوتوپ، به تنهایی، تقریباً برابر با ضریبی از جرم هیدروژن (با اختلاف نزدیک ۱٪) است.

یکای واحدتا دهه ۱۹۶۰، فیزیک‌دان‌ها و شیمی‌دان‌ها از دو مقیاس مختلف برای محاسبه جرم اتمی بهره می‌بردند. فیزیک‌دان‌ها جرم اتمی ایزوتوپ اکسیژن-۱۶ را برابر ۱۶ در نظر می‌گرفتند؛ در حالی که شیمی‌دان‌ها این عدد را برای جرم اتمی مخلوط طبیعی ایزوتوپ‌های اکسیژن (که شامل اکسیژن-۱۷ و اکسیژن-۱۸ نیز می‌شود) لحاظ می‌کردند. با تعریف جرم اتمی برپایه ایزوتوپ کربن-۱۲، هم نظر فیزیک‌دان‌ها برای پایه‌گذاری بر یک ایزوتوپ خالص رعایت شد و هم مقدار آن به مقیاس شیمی‌دان‌ها نزدیک بود.[۲]

کاهش جرم در جرم اتمی

شکافت و همجوشی را می‌توان با این نمودار انرژی بستگی توصیف کرد.

جرم اتمی یک ایزوتوپ، اندکی با عدد جرمی آن تفاوت دارد. این تفاوت، در ابتدا مثبت است. یعنی جرم اتمی ایزوتوپ هیدروژن-۱ اندکی از ۱ بیشتر است. سپس کاهش می‌یابد تا آن که در هلیم-۴ به یک کمینه نسبی می‌رسد. پس از آن، مجدداً در لیتیم، بریلیم و بور افزایش می‌یابد. دلیل این افزایش، کاهش انرژی بستگی هسته‌ای در این سه عنصر است و نتیجه آن، عدم تشکیل این عناصر در هم‌جوشی هیدروژن در ستاره‌ها می‌باشد. در کربن-۱۲، مقدار جرم اتمی با عدد جرمی دقیقاً برابر است. پس از آن، نسبت جرم اتمی به عدد جرمی تا آهن-۵۶ کاهش می‌یابد و سپس دوباره افزایش می‌یابد تا آن که در عناصر سنگین، از مقدار واحد بیشتر می‌شود.

در واقع، شکافت هسته‌ای در عناصر سنگین‌تر از زیرکونیم انرژی‌زا و در عناصر سبک‌تر از نیوبیم، انرژی‌گیر است. از سوی دیگر، هم‌جوشی دو اتم از عناصر سبک‌تر از اسکاندیم، انرژی‌زا و هم‌جوشی عناصر سنگین‌تر از کلسیم، انرژی‌گیر است. (به استثنای هلیم که هم‌جوشی دو اتم آن یا یک اتم آن با یک اتم سبک‌تر، نیاز به انرژی دارد و تنها در فرایند آلفای سه‌گانه می‌تواند هم‌جوشی کند و به کربن-۱۲ تبدیل شود.)

برای نمونه، نسبت جرم اتمی به عدد جرمی برای چند ایزوتوپ در جدول زیر آورده می‌شود.[۳]

ایزوتوپ جرم اتمی نسبت جرم اتمی
به عدد جرمی
هیدروژن-۱ ۱٫۰۰۷۸۲۵ ۱٫۰۰۷۸۲۵
هلیم-۴ ۴٫۰۰۲۶۰۲ ۱٫۰۰۰۶۵۱
کربن-۱۲ ۱۲ ۱
نیتروژن-۱۴ ۱۴٫۰۰۳۰۷۴ ۱٫۰۰۰۲۲۰
اکسیژن-۱۶ ۱۵٫۹۹۴۹۱۵ ۰٫۹۹۹۶۸۲
آهن-۵۶ ۵۵٫۹۳۴۹۳۸ ۰٫۹۹۸۸۳۸
نیکل-۶۲ ۶۱٫۹۲۸۳۴۵ ۰٫۹۹۸۸۴۴
سرب-۲۰۸ ۲۰۷٫۹۷۶۶۵۲ ۰٫۹۹۹۸۸۸
رادیم-۲۲۶ ۲۲۶٫۰۲۵۴۱۰ ۱٫۰۰۰۱۱۲
اورانیم-۲۳۸ ۲۳۸٫۰۵۰۷۸۸ ۱٫۰۰۰۲۱۳

اندازه‌گیری جرم اتمینوشتار اصلی: طیف‌سنجی جرمی

برای اندازه‌گیری جرم اتمی از روش طیف‌سنجی جرمی استفاده می‌شود که شامل جداسازی یون‌های یک یا چند اتمی بر پایهٔ نسبت جرم به بار (m/z) و اندازه‌گیری m/z و فراوانی یون‌ها در فاز گازی است. به عبارت دقیق‌تر طیف‌سنجی جرمی به بررسی نسبت جرم به بار مولکول‌ها با استفاده از میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی می‌پردازد.[۴]

جرم مولکولینوشتار اصلی: وزن مولکولی

به صورت مشابه جرم اتمی، جرم مولکولی نیز قابل محاسبه است. کافی است که ترکیب شیمیایی مولکول شناخته شده‌باشد. سپس با جمع کردن جرم اتمی اجزای تشکیل دهنده آن، جرم مولکولی برای مولکول مورد نظر به دست می‌آید. برای نمونه، متان (با ترکیب شیمیایی CH4) از یک اتم کربن با جرم اتمی ۱۲٫۰۱۱ و چهار اتم هیدروژن با جرم اتمی ۱٫۰۰۸ تشکیل شده‌است. بنابراین جرم مولکولی متان برابر است با:

۱۲٫۰۱۱+۴×۱٫۰۰۸=۱۶٫۰۴۵

تبدیل به یکاهای استاندارد جرم[یکای استاندارد جرم برای اندازه‌گیری مقدار یک ماده در بزرگ‌مقیاس، مول است. مقدار آن برای یک ماده برابر است با جرم تعدادی از اتم‌های آن ماده که برابر با تعداد اتم‌های موجود در ۱۲ گرم ایزوتوپ کربن-۱۲ باشد. این تعداد با عنوان عدد آووگادرو تعریف می‌شود و مقدار آن تقریباً برابر ۱۰۲۳×۶٫۰۲۲ است.

مقدار یک مول از هر ماده تقریباً برابر با جرم اتمی یا جرم مولکولی آن ماده است. رابطه تبدیل بین یکای جرم اتمی و یکای جرم استاندارد (گرم) برای یک اتم به صورت زیر است:

که در آن ثابت جرم مولی و عدد آووگادرو هستند.

  • امین خیامی
۰۷
مرداد


ازان پس که بسیار بردیم رنج

به رنج اندرون گرد کردیم گنج

شما را همان رنج پیشست و ناز

زمانی نشیب و زمانی فراز

چنین است کردار گردان سپهر

گهی درد پیش آرَدَت ، گاه مهر

گهی بخت گردد چو اسپی شموس

به نُعم اندرون زُفتی آردت و بؤس    ( نعم: نرمی    بؤس : درشتی)

بدان ای پسر کاین سرای فریب

ندارد ترا شادمان بی‌نهیب

نگهدار تن باش و آن خرد

چو خواهی که روزت به بد نگذرد

بدان کوش تا دور باشی ز خشم

به مردی به خواب از گنهکار چشم

چو خشم آوری هم پشیمان شوی

به پوزش نگهبان درمان شوی

به فردا ممان کار امروز را

بر تخت منشان بدآموز را

مجوی از دل عامیان راستی

که از جست‌وجو آیدت کاستی

وزیشان ترا گر بد آید خبر

تو مشنو ز بدگوی و انده مخور

نه خسروپرست و نه یزدان‌پرست

اگر پای گیری سر آید به دست

بترس از بد مردم بدنهان

که بر بدنهان تنگ گردد جهان

سخن هیچ مگشای با رازدار

که او را بود نیز انباز و یار

سخن بشنو و بهترین یادگیر

نگر تا کدام آیدت دلپذیر

سخن پیش فرهنگیان سخته گوی

گه می نوازنده و تازه‌روی

مکن خوار خواهنده درویش را

بر تخت منشان بداندیش را

هرانکس که پوزش کند بر گناه

تو بپذیر و کین گذشته مخواه

همه داده ده باش و پروردگار

خنک مرد بخشنده و بردبار

چو دشمن بترسد شود چاپلوس

تو لشکر بیارای و بربند کوس

به جنگ آنگهی شو که دشمن ز جنگ

بپرهیزد و سست گردد به ننگ

وگر آشتی جوید و راستی

نبینی به دلش اندرون کاستی

ازو باژ بستان و کینه مجوی

چنین دار نزدیک او آب‌روی

چو بخشنده باشی گرامی شوی

ز دانایی و داد نامی شوی

تو پند پدر همچنین یاددار

به نیکی گرای و بدی باد دار

همی خواهم از کردگار جهان

شناسندهٔ آشکار و نهان

که باشد ز هر بد نگهدارتان

همه نیک نامی بود یارتان

ز یزدان و از ما بر آن کس درود

که تارش خرد باشد و داد پود

نیارد شکست اندرین عهد من

نکوشد که حنظل کند شهد من

بیا تا همه دست نیکی بریم

جهان جهان را به بد نسپرسم  ------------------------------------

زبان را نگهدار باید بدن

نباید روان را به زهر آژدن

که بر انجمن مرد بسیار گوی

بکاهد به گفتار خود آبروی

دل مرد مطمع بود پر ز درد

به گرد طمع تا توانی مگرد

مکن دوستی با دروغ آزمای

همان نیز با مرد ناپاک‌رای

دو گیتی بیابد دل مرد راد

نباشد دل سفله یک روز شاد

ستوده کسی کو میانه گزید

تن خویش را آفرین گسترید

شما را جهان‌آفرین یار باد

همیشه سر بخت بیدار باد

که بهر تو اینست زین تیره‌گوی

هنر جوی و راز جهان را مجوی

که گر بازیابی به پیچی بدرد

پژوهش مکن گرد رازش مگرد

چنین است کردار این چرخ تیر

چه با مرد برنا چه با مردپیر----------------------

  خوشا    مرز   ایران      عنبر    نسیم                   که  خاکش  گرامی تر  از  زرَ  و  سیم

    هوایش    موافق    به    هر    آدمی                   زمینش      سراسر    پر    از   خرَمی

    فضایش  چو  مینو  به  رنگ  و نگار                   به  یک  سو   زمستان  ، دگر سو بهار

   گر ازفارس گویی، بهشتی خوش است                  همه   مر ز  آن ، خرَم  و دل کش است

   به یک سوی ، اهواز    مینو  سرشت                    که  سبز  است  و  خرَم چو باغ بهشت

    گر از  ملک  کرمان  سرایم  رواست                    که هندوستانی   خوش  آب  و هواست

   به   نزد   کسی    کاو    بود    فرهمند                    یکی   نیل    کوچک     بود     هیرمند

   خراسان  ز چین و ختن خوش تر است                   که  خاکش  به  مانند  مشک  تر  است

   صفاهان  چنو   در   جهان  شهر نیست                   نداند   کسش   کز   خرد    بهر  نیست

    عروس    جهان    است   ملک اراک                    که  سر تا سرش مشک بیز است خاک

    هم  از  عهد   جمشید  و  کاووس  کی                   نبوده  است   ملکی  به   خوبی چو ری

    هم  آن   آذر  آبادگان   گوهری   است                  که  بر  روم و شامش بسی برتری است

    گر   آیی   سوی   رشت   و  مازندران                  پر   از    سبزه   بینی   کران   تا  کران

    همه   بوستانش    سراسر    گل  است                  به   باغ   اندرون   لاله   و  سنبل است





چو ضحاک شد بر جهان شهریار                 برو  سالیان  انجمن  شد هزار

نهان    گشت   کردار  فرزانگان                 پراگنده     شد   کام   دیوانگان

هنر  خوار  شد  جادویی  ارجمند                 نهان    راستی   آشکارا   گزند

شده  بر بدی  دست  دیوان  دراز                 به نیکی نرفتی سخن جز به راز

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به شهرم یکی مهربان دوست بود

تو گفتی که با من به یک پوست بود

مرا گفت خوب آمد این رای تو

به نیکی گراید همی پای تو----------------------

به شهرم یکی مهربان دوست بود

تو گفتی که با من به یک پوست بود

مرا گفت خوب آمد این رای تو

به نیکی گراید همی پای تو



-------------------------------------------------------------------------------------------------------

سه پاس تو چشم است وگوش و زبان       

کزین سه رسد نیک و بد بی‌گمان

به گفتار دانندگان راه جوی

به گیتی بپوی و به هر کس بگوی----------------------------------------------------------------------

چو گفتـــــار بیهــوده بسیــار گشت                       سخنگوی در مردمی خوار گشت

به نایـافت رنجه مـکن خـــــویشتن                          که تیمـار جان باشد و رنج تـن

 

****اشعار فردوسی*****

 

زدانش چو جان تـــرا مـــایـه نیست                    به از خامشی هیچ پیرایــه نیست

توانگر شد آنکس که خرسنـــد گشت                  از او آز و تیمار در بنـــد گشت

 

****اشعار فردوسی*****

بـه آمــوختن چون فــروتن شـــوی                            سخن هــای دانندگــان بشنوی

مگوی آن سخن، کاندر آن سود نیست                       کز آن آتشت بهره جز دود نیست

 

****اشعار فردوسی*****

 

بیــــا تا جهــــان را به بــد نسپریم                   به کوشش همه دست نیکی بریم

نبــاشد همی نیک و بـــد، پــــایدار                   همـــــان به که نیکی بود یادگار

 

****اشعار فردوسی*****

 

همــــان گنج و دینار و کاخ بلنـــــد                نخواهــــد بدن مرترا ســـودمند

فــریــدون فــرّخ، فرشته نبـــــــود               بــه مشک و به عنبر، سرشته نبود

 

به داد و دهش یــافت آن نیگـــــوئی

  تو داد و دهش کن، فریدون توئی--

سپاه شب تیره

 

شبی چون شَبَه روی شسته به قیر

نه بهرام پیدا ، نه کیوان ، نه تیر

 

****اشعار فردوسی*****

 

دگرگونه آرایشی کرد ماه

بسیچ گذر کرد بر پیشگاه

شده تیره اندر سرای درنگ

میان کرده باریک و دل کرده تنگ

ز تاجش سه بهره شده لاژورد

سپرده هوا را به زنگار و گَرد

 

****اشعار فردوسی*****

 

سپاه شب تیره بر دشت و راغ

یکی فرش گسترده از پّر زاغ

نموده ز هر سو به چشم اهرمن

چو مار سیه ، باز کرده دهن

 

****اشعار فردوسی*****

 

چو پولاد زنگار خورده سپهر

تو گفتی به قیر اندر اندود چهر

فرو ماند گردون گردان به جای

شده سست خورشید را دست و پای

 

****اشعار فردوسی*****

 

سپهر اندر آن چادر قیرگون

تو گفتی شدستی به خواب اندرون

نَبُد هیچ پیدا نشیب از فراز

دلم تنگ شد زان شب دیریاز

  • امین خیامی
۳۰
تیر

نهنگ ها

مقدمه 
نهنگها (Cetacea) پستاندارانی هستند که همیشه در آب زندگی کرده و ساختمان بدن آنها بسیار برای زندگی در آب مساعد می‌باشد. بدن آنها مانند ماهی دوکی شکل است و سر بزرگ و ناحیه گردن کمی باریک شده است. دستها تبدیل به باله شنا شده و پاها از بین رفته‌اند. در انتهای بدن دم پهن افقی دو قسمتی وجود دارد. عضو اصلی حرکتی در نهنگها باله دمی است و باله‌های پارویی شکل جلویی که بدون ناخن هستند حرکات بدن را به طرف بالا و پایین تنظیم می‌کنند. نهنگها به دو راسته تقسیم می‌شوند:

 

• نهنگهای دندان‌دار: که در دهان آنها تعداد زیادی دندان وجود دارد. 
• نهنگهای بدون دندان: که در دهان آنها به جای دندان صفحات بزرگ شاخی وجود دارد.

انواع نهنگها 
نهنگهای بی‌دندان 
دو سوراخ خارجی بینی وجود دارد. در دهان به جای دندان صفحات بزرگ شاخی وجود دارد. سر دارای قرینه است. شکاف دهان کوچکتر از فاصله نوک پوزه تا چشمها نیست. سطح زیرین فک پایین کمی به طرف پایین تحدب نشان می‌دهد. استخوانهای فکی به سختی قسمت جلویی زایده حدقه‌ای استخوانهای بینی را می‌پوشاند. در سر موهای تک تک وجود دارد. 
نهنگهای دندان‌دار 
یک سوراخ خارجی بینی وجود دارد. دهان دارای تعداد زیادی دندان است. سر دارای قرینه کامل نیست. شکاف دهان کوتاه‌تر از فاصله نوک پوزه تا چشمها است. سطح زیرین فک پایین مستقیم است و یا به طرف بالا کمی تقعر نشان می‌دهد. انتهای پهن عقبی استخوانهای فکی استخوانهای بینی را کاملا می‌پوشانند. در سر مو وجود ندارد.

نهنگهای بی‌‌دندان 
نهنگ آبی رنگ 
این نهنگ بزرگترین حیوان کنونی است که وزن آن از ۱۰۰ تن تجاوز می‌کند. نرهای بالغ بطور متوسط ۲۲٫۵ متر و ماده‌ها کمی بزرگتر و ۲۳٫۵ متر طول دارند. سر این نهنگ نسبتا کوچک است و پهلوهای سر در بالا تا جلوی پوزه تقریبا موازی هستند. غذای اصلی این نهنگ از ماکروپلانکتونها بخصوص سخت پوستان نسبتا بزرگ تشکیل می‌شود. جفت‌گیری معمولا در زمستان در آبهای گرم صورت می‌گیرد.

 

دوران آبستنی کمی از یک سال کمتر است. بچه‌ها معمولا یکی هستند اما گاهی دوقلو هم دیده می‌شود. بچه ها در حدود ۷ ماهگی از شیر مادر تغذیه می‌کنند. در این هنگام به اندازه ۱۶ متر می‌رسند. سرعت آنها ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر در ساعت است ولی می‌توانند تا ۳۸ کیلومتر در ساعت سرعت بگیرند. این نهنگ در آبهای نزدیک خلیج فارس

نهنگ باله پشتی 
نهنگ بزرگی است که طول بدن آن در حدود ۲۰ متر است. نرها معمولا کوچکتر از ماده‌ها هستند دارای بدنی باریک هستند. شکل جلوی سر از بالا تقریبا مثلثی و نوک‌دار است. دو شکاف بینی آنها در بالای سر قرار گرفته و از هم جدا هستند. رنگ نامتقارن سر این نهنگ یکی از اختصاصات ظاهری این گونه را تشکیل می‌دهد.

غذای این نهنگ از سخت پوستان ، ماهیها و نرم تنان تشکیل می‌شود. به صورت دستجات ۶ تا ۱۰ تایی و یا بطور انفرادی دیده می‌شوند. جفت‌گیری در تمام فصول سال ولی بیشتر در سه ماهه زمستان انجام می‌شود. معمولا هنگامی که به طول ۲۰ متر رسیدند بالغ می‌شوند. این نهنگ گاهگاه در آبهای خلیج فارس دیده می‌شود و وجود یک نمونه در ساحل بندرعباس گزارش شده است. 
نهنگ نیزه‌ای کوچک 
این نهنگ از دو گونه پیش کوچکتر است و طول آنها ۶

تا ۹ متر است. بدن کوتاه‌تر و ضخیم تر است. رنگ کلی بدن خاکستری تیره و یا خاکستری تیره با آثاری از رنگ آبی در پشت است. غذای اصلی این نهنگ از ماهیها و سخت پوستان تشکیل می‌شود. گونه‌های نر از گونه‌های ماده کوچکتر هستند. معمولا انفرادی یا بطور دستجات ۲ تا ۳ راسی دیده می‌شوند. اطراف کشتیها بازی می‌کنند و زیادتر از گونه‌های دیگر در حدود ساحل دیده می‌شوند.

نهنگ گوژپشت 
اندازه بالغ این نهنگها ۱۱ تا ۱۶ متر است. بدن آنها کوتاه و قطور است. شیارهای زیر بدن از نهنگهای دیگر پهن‌تر و عمیق‌تر است. رنگ این نهنگ در پشت و پهلوهای بدن سیاه و گاهی با آثاری از قهوه‌ای است. نسبت اندازه سر به بدن با افزایش سن بیشتر می‌شود. غذای این نهنگها از ماهیها و سخت پوستان و نرمتنان تشکیل شده است. معمولا ۲ یا ۳ نهنگ باهم دیده می‌شوند ولی گاهی گله‌های ۱۲ تا ۲۰ راسی دیده شده است.

معمولا آهسته حرکت می‌کنند و سرعت آنها در حدود ۸ تا ۱۰ کیلومتر در ساعت است. در آب با حرکات مختلف و بازی و شنای نامنظم حرکت می‌کنند. جفت‌گیری بیشتر در زمستان صورت می‌گیرد. ماده ها هر دو سال یکبار و گاهی هر سه سال یکبار بچه می‌زایند. بچه‌ها به هنگام تولد ۴٫۵ تا ۵ متر طول دارند و تا ۱۱ ماهگی از شیر مادر تغذیه می‌کنند. 
نهنگهای بادندان 
نهنگ کوچک بدون باله پشتی

نهنگ کوچکی است که اندازه بدن در بزرگترین آنها در حدود ۱۶۰ سانتیمتر است. سر در جلو گرد است و پوزه در جلو قسمت باریک منقار مانند را تشکیل نمی‌دهند. رنگ بدن در بالا سیاه خاکستری و در پایین روشن‌تر است. این نهنگ کوچک بیشتر در نزدیک ساحل و در آبهای کم عمق و گاهی در رودها دیده می‌شود. معمولا انفرادی و یا به تعداد کم دیده می‌شوند و کمتر تشکیل گله‌های بزرگ را می‌دهند. غذای آنها از سخت پوستان بزرگ و ماهیهای کوچک و نرمتنان تشکیل می‌شود. این نهنگ در خلیج فارس در نزدیکی خرمشهر گزارش شده است.

نَهَنگ عَنبَر بزرگ‌ترین نهنگ دندان‌دار می‌باشد.

 

نهنگ‌های عنبر در تمام اقیانوس‌ها زندگی می‌کنند. حداکثر طول نرها ۱۸ متر (۶۰ پا) و ماده‌ها ۱۲ متر (۴۰ پا) است. غالباً رنگ آنها سیاه مایل به قهوه‌ای یا خاکستری تیره می‌باشد. سر بزرگ نهنگ عنبر، تقریباً ۳/۱ طول بدن را تشکیل می‌دهد در سر نهنگ عنبر، ماده روغنی اسپرماستی (Spermaceti) و روغن اسپرم وجود دارد که برای ساختن شمع مورد استفاده قرار می‌گیرد و روغن اسپرم به عنوان گریس یا روغن هم بکار می‌رود. نهنگ اسپرم در آبهای گرم و معتدل بسر می‌برد. نرهای بالغ در بهار به سوی آبهای سردتر شمال یا جنوب شنا می‌کنند، ولی ماده‌ها و نهنگ‌های جوان بصورت گروهی، در عرضهای جغرافیایی پائین‌تر باقی می‌مانند. نهنگ‌ها بطور عمده از سرپاور بزرگ تغذیه می‌کنند.

نهنگ عنبر از زیرراستهٔ خاینده‌ئیان (Odontoceti)، خانواده نهنگان عنبر (Physeteridae)، سردهٔ نهنگ عنبر (Physeter) است.

این جانوران معمولاً تا عمق ۱۰۰۰ متری پایین می‌روند و می‌توانند بیش از یک ساعت زیر آب بمانند.[۱] نهنگ‌های عنبر در سده‌های ۱۹ و ۲۰ تا حد انقراض شکار شدند. ماده روغنی به نام عنبر از روده این نهنگ بدست می‌آید که در تهیه عطر مورد استفاده قرار می‌گیرد.

هرمان ملویل در کتابش با نام موبی دیک داستانی درباره صید نهنگ اسپرم نوشته است.

نهنگ عنبر

مقایسه اندازه با یک انسان میان‌قد

 

 

‪ ۲۳‬گونه نهنگ و دلفین در آبهای جنوبی ایران زندگی می‌کنند

در ایران تحقیقات جامعی در مورد تعداد گونه‌های نهنگ سواحل جنوب ایران انجام نگرفته اما بر اساس اطلاعات موجود در مجموع ‪ ۲۳‬گونه نهنگ و دلفین که تحت عنوان عمومی “پستاداران دریایی” نامیده می‌شوند، در آبهای این منطقه شناسایی شده است. 
یک نهنگ عظیم‌الجثه بامداد روز یکشنبه با امواج دریا در محله خواجه عطا در شهر بندرعباس واقع در تنگه هرمز در ساحل به گل نشست که حدود هشت تن وزن و نزدیک به ‪ ۱۰‬مترطول داشت اما به دلیل ازبین رفتن سر و باله دمی شناسایی دقیق آن ممکن نشد. 
پیش از این یک نهنگ نیز در سواحل شهرستان جاسک در دریای عمان و نهنگی دیگر در ‪ ۳۰‬کیلومتری غرب بندر لنگه در خلیج فارس به گل نشسته بود. 
“مهرداد کتال محسنی” مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان هرمزگان روز دوشنبه در این‌باره به خبرنگار ایرنا گفت، به گل نشستن سه نهنگ در فاصله زمانی نسبتا کوتاه حساسیت موضوع را افزایش داده است و کارشناسان امر در حال بررسی عوامل بروز این حوادث هستند. 
وی افزود، اگر چه هنوز زیستگاه دقیق این نهنگ‌ها دقیقا شناسایی نشده است اما تلفات اخیر نشان‌دهنده وجود این گونه جانوری دریایی در آبهای خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان است. 
کتال محسنی خاطر نشان کرد، با وجود آنکه هنوز در مورد علت تلفات نهنگ‌ها نتیجه‌گیری قطعی صورت نگرفته است، اما می‌توان چند احتمال را عامل بروز این حوادث عنوان کرد. 
به گفته وی گرفتار شدن نهنگ‌ها در تورهای صید صنعتی مستقر در منطقه یکی از این احتمالات است. 
ابتلا به یک بیماری خاص احتمال دیگری است که کتال محسنی به عنوان عامل مرگ نهنگ‌های به آن اشاره می‌کند و می‌گوید با همکاری مرکز تحقیقات علوم پزشکی و دامپزشکی و محیط زیست، برای مشخص شدن نوع بیماری احتمالی آنها آزمایش و نمونه برداری از این نهنگ‌ها جریان دارد. 
وی افزود از آنجا که نهنگ اخیر زمانی به ساحل رسید که چند هفته از مرگ آن می‌گذشت، متورم شده بود و در حین انتقال به خشکی از هم متلاشی شد نمی‌توان تمامی آزمایشات لازم را بر روی آن انجام داد. 
به گفته وی این آزمایشات شامل نمونه‌برداری از تمامی اجزای داخلی، دم، مغز، پوست، ژنتیک، زیستگاه و گونه است. 
به گفته این مقام محلی، برخورد با شناورهای بزرگ و همچنین مرگ طبیعی به دلیل کهولت سن احتمالات دیگری هستند که نباید آن‌ها را نادیده گرفت.

“شهرام فداکار” مسئول محیط زیست دریایی استان هرمزگان در مورد شناسایی نهنگی که روز یکشنبه لاشه ان به ساحل آورده شد، به ایرنا گفت با توجه به متلاشی شدن بخشهایی از بدن این نهنگ، شناسایی دقیق آن میسر نشد اما با توجه به شیارهای زیر سینه احتمال می‌رود که این نهنگ از نوع “براید” باشد که تایید نهایی این موضوع باانجام آزمایشات و بررسیهای ژنتیکی ممکن می‌شود. 
به گفته فداکار، پستانداران دریایی حوزه خلیج‌فارس دریای عمان و تنگه هرمز عموما م

هاجر هستند و به همین دلیل زیستگاه مشخصی ندارند، البته بدلیل آرامش و استفاده از محیط بدون تنش غالبا در نقاط دور از ساحل و نوار میانی خلیج فارس حرکت می‌کنند. 
سرعت حرکت نهنگ‌ها نیز نامشخص است، اما سرعت برخی از آنها حدود ‪۳۵‬ کیلومتر در ساعت سرعت تخمین زده می‌شود. 
در ایران تحقیقات جامعی در مورد تعداد گونه‌های نهنگ سواحل جنوب ایران انجام نگرفته اما بر اساس منابع اینترنتی و سفارشات تحقیقاتی کشورهای عربی به موسسات آمریکایی و انگلیسی با مجموع دلفین‌ها و نهنگها که تحت عنوان عمومی پستاداران دریایی نامیده می‌شوند حدود ‪ ۲۳‬گونه شناسایی شده است. 
طبق این تحقیقات کوچکترین نهنگ آب‌های جنوبی ایران ،” نهنگ گوژپشت” است که وزن آن بین هشت تا‪ ۱۰‬تن است و نهنگ آبی نیز بین ‪ ۱۰‬تا‪ ۲۰۰‬تن وزن دارد.

 

نهنگها می توانند در عمق هزار متری بخوابند!

  • امین خیامی